معرفی رشته مهندسی سخت افزار

ماهیت کار

مهندسین سخت افزار رایانه در مورد قطعات سخت افزاری رایانه به تحقیق پرداخته و آنها را طراحی ، اختراع و آزمایش میکنند و بر مراحل تولید و نصب این قطعات نظارت میکنند. منظور از سخت افزار . چیپهای رایانه ای ، مدارها ی چاپی ، سیستمهای رایانه ای و قطعات وابسته به آنها مانند ماوس ، صفحه کلید ، مودم , چاپگرها و… میباشد. کار آنها به کار مهندسین الکترونیک بسیار شبیه است اما برخلاف آنها فقط در زمینه رایانه و تجهییزات وابسته به آن کار میکنند.

علاوه بر اختراع و طراحی ، مهندسین سخت افزار رایانه ممکن است وظیفه نظارت بر تولید و نصب رایانه ها و تجهییزات وابسته را نیز به عهده داشته باشند . رشد و پیشرفت سریع در فن آوری رایانه به مقدار زیادی نتیجه تلاش این مهندسین درکار پژوهش ، اختراع و طراحی میباشد. برای همراه بودن با تغییرات فن آوری ، این مهندسین ناچارند که دائما دانسته های خود را با مطالعه به روز درآورند.

فرصتهای شغلی

تعداد این مهندسین در مقایسه با افرادی که در رشته های مختلف مربوط به رایانه فعالیت میکنند به نسبت کمتر است. بیشترین مکانهایی که این مهندسین را برای کار جذب میکنند عبارتند از : سرویس دهنده های رایانه ای و سرویسهای تحلیل داده ها، صنایع تولیدی تجهییزات رایانه ای ، صنایع ارتباطات و مخابرات و مؤسسات مشاوره رایانه .

چشم انداز آینده

چشم انداز شغلی برای این رشته بسیار خوب میباشد و این به دلیل رشد سریع صنعت تولید تجهییزات رایانه ای میباشد . به علت نیاز روز افزون تجارت به رایانه و نیاز به مدیریت ، ترفی دادن و سفارشی سازی این تجهییزات که روز به روز پیچیده تر میشوند ، نیاز به مشاورین در زمینه رایانه نیز روز به روز افزایش میابد. افزایش تجهییزات نصب شده ، یعنی فن آوریی که توسط رایانه به کنترل دیگز دستگاهها مانند تلفنهای همراه میپردازند نیز نیاز به مهندسین سخت افزار را افزایش میدهد .

میزان درآمد

درآمد متوسط سالیانه درایالات متحده برای مهندسین سخت افزار رایانه در سال ۲۰۰۰ ، ۶۷۳۰۰ دلار بوده است.


منبع: کانون دانش و لایزر باکس

نصب قطعات روی مادربرد، نصب مادربرد

این بار به سراغ یکی دیگر از قطعات حیاتی در کامپیوتر یعنی مادربورد آمده ایم تا با نحوه نصب و برقراری اتصالات این قطعه مهم آشنا شده و نهایتا با یکدیگر یک Setup کامل از یک کامپیوتر دسک تاپ انجام دهیم. این مقاله آموزشی صرفا برای کاربران کمتر آشنا با سخت افزار کامپیوتر در نظر گرفته شده و اگر شما یکی از کاربران حرفه ای در این زمینه هستید می توانید از خواندن این مقاله صرفنظر کنید اما اگر هنوز در Setup کردن قطعات و بخصوص مادربورد کامپیوتر با مشکل روبرو هستید این راهنما برای شماست.



آموزش ارتباط با سخت افزار برلند c

ارتباط بین نرم افزار و سخت افزار یکی از کارهای بسیار دوست داشتی و پر کاربرد در صنعت امروز دنیاست. ولی این کار از یک مهندس نرم افزار یا یک مهندس سخت افزار و الکترونیک به تنهایی ساخته نیست بلکه مجموعه ای از هر دو تخصص رو طلب میکنه. ولی این مطلب فقط در مورد کار های صنعتی و بزرگ صدق میکنه نه درباره کارهای کوچیک و تجربه های شخصی (البته همین کارهای کوچیک هستن که پایه گذار یک تخصص میشن). پس تکلیف کسانی که دوست دارن تو خونه برای تجربه خودشون یه برنامه جمع و جور بنویسن چی میشه. باید چی کار کنن؟
سوالات زیر تیتر خیلی از تاپیک هایی هست که تو این چند سالی که سایت داره فعالیت میکنه زده شدن.
چطوری میشه با کامپیوتر یک LED رو روشن کرد؟
کنترل سخت افزار به کمک کامپیوتر
چگونگی برقراری ارتباط بین کامپیوتر و دستگاه های جانبی
بعضی ها به نتیجه رسیده و بعضی ها هم نه بعضی هم از نظر نرم افزار به نیجه رسیده ولی به خاطر عدم آشنایی کامل با پورت و سخت افزار باعث صدمه دیدن پورت یا دستگاه جانبی شده.
مطالب بالا دلیل این بود که من به این نتیجه برسم که شاید بد نباشه یه بخش آموزش ارتباط با سخت افزار هر چند مختصر تو سایت داشته باشیم.
میدونم مطالب کامل نیست و خیلی جاها شاید مشکل داره ولی این بخش حاصل تجربیات شخصی خود من هست و سعی میکنم در حد امکان و توانایی خودم مطالب مهم تو برنامه نویسی، ساخت بخش سخت افزاری و نکات مهم پورتی که برای اون برنامه مینویسیم رو در اختیار دوستان قرار بدم امیدوارم دوستان و اساتید مشکلات و کمبود های کار بنده رو به من تذکر بدن.
یه خواهشی هم دارم اینه که اگر درباره هرکدوم از برنامه ها یا مدارات سوالی داشتید به من پیغام خصوصی بدید تا جواب اون رو در بخش پرسش و پاسخ مربوط به همون برنامه قرار بدم و این طوری از به هم ریختگی تاپیک جلوگیری بشه و دوستان هم راحت تر از مطالب استفاده کنن.
برای شروع و انجام این برنامه ها به امکانات زیر نیاز داریم
1- کامپیوتر شخصی
2- کامپایلر C++ (خودم از borland استفاده میکنم ولی برنامه ها محدودیتی تو کامپایلر ندارن)
3-PortTalk
4- تعدادی مقاومت
5- منبع تغذیه 5 ولتی یا باطری
موارد ذکر شده قسمت های اصلی و مورد نیاز بود ولی برای ادامه پروژه ها یک سری امکانات دیگه هم هست که برای راحتی کار و بعضی جاها محافظت از خودتون و کامپیوتر نیاز دارید ولی بدون اون ها هم میشه کار رو انجام داد. یک سری امکانات هم هست که برای دیدن نتایج کار لازم و ضروری هست ولی نه برای کل پروژه ها بلکه برای یک یا چند پروژه خاص که اون ها رو هم در زیر نوشتم:
1- کابل پرینتر
2- بردبورد
3- مقداری سیم نازک
4- ترانزیستور
5- گیره سوسماری
مواردی که برای تست برنامه نیاز داریم:
1- LED
2- LCD
3- StepMotor

آموزش نصب منبع تغذیه به مادربرد

یکی از قسمت های گیج کننده اما در عین حال ساده در هنگام Setup کردن  یک کامپیوتر جدید نحوه اتصال منبع تغذیه به مادربورد و قطعات سخت افزاری  متعدد حاضر در کیس تعلق دارد جائیکه تعدد سیم های رنگی و تشابه ظاهری سوکت  های اتصال منابع تغذیه هر کاربری را در اولین برخورد با مشکل روبرو می  سازد. در مقاله کوتاه پیش رو ضمن معرفی اتصالات اصلی خارج شده از پاور، به  محل اتصال صحیح آنها در جایگاه اصلی شان اشاره می کنیم. با ما همراه شوید.


حتما این موضوع را بارها شنیده اید که انتخاب  یک پاور مناسب یکی از مهمترین مراحل ساخت یک سیستم جدید است. پاور یا  منابع تغذیه که از آنها با عنوان PSU ها هم نام برده می شوند در حقیقت محلی  برای تبدیل برق شهری به جریان مستقیم و تامین انرژی قطعات مختلف در یک  کامپیوتر است.


یک منبع تغذیه علاوه بر ایجاد ولتاژهای مختلف از طریق خروجی های گوناگون،  وظیفه تداوم سرویس و تامین توان مصرفی هر پورت را نیز برعهده دارد وظیفه ای  که کیفیت و راندمان انجام آن تفاوت اصلی و مهمترین علت اختلاف قیمت بین  بزرگان این کلاس و برندهای گمنام را تعیین می کند. اما این قطعه مهم و  تعیین کننده غالبا در حین انتخاب قطعات و در هیجان گزینش برترین پردازنده،  رم و البته کارت های گرافیک رنگارنگ معمولا به فراموشی سپرده شده می شود  جائیکه بسیاری از کاربران حتی پاور سیستم خود را بصورت تکی انتخاب نکرده و  بجای تحقیق پیرامون این قطعه حیاتی ساعت های متمادی را صرف انتخاب ظاهر کیس  دستگاه می نمایند کیسی که معمولا پاور ناشناخته ای نیز به همراه آن ارائه  می شود. انتخاب این پاورهای ناشناخته بعلت قیمت مناسبی که در مقایسه با  همتایان حرفه ای خود دارند با اینکه در نگاه اول کاملا دارای توجیه اقتصادی  ست اما در دراز مدت حضور این پاورهای بی کیفیت در سیستم های گرانقیمت بعلت  کیفیت نچندان مناسب آنها عملا می تواند ضررهای هنگفت و خسارت های فراوانی  به همراه داشته باشد که مطمئنا رقم بسیار سنگین تری در قیاس با خرید یک  پاور حرفه ای به کاربران تحمیل می کند. از این رو انتخاب یک پاور مناسب  کلید کارکرد صحیح سیستم و راهی برای اطمینان از نامین انرژی مورد نیاز  قطعات به حساب می آید. اما برای انتخاب یک پاور مناسب در درجه اول می بایست  از مصرف انرژی کلیه قطعات سخت افزاری حاضر در یک سیستم آگاه شد. بعنوان یک  نکته کلیدی بیشترین مصرف انرژی در کامیپوترهای خانگی به پردازنده، کارت  گرافیک و هارد دیسک تعلق دارد از همین رو برای تامین برق برخی از این قطعات  اتصال جداگانه ای نیز از پاور در نظر گرفته شده است. محاسبه کل میزان مصرف  انرژی در یک سیستم با جمع زدن توان مصرفی کلیه قطعات صورت می پذیرد برای  انجام این کار یا می بایست با بصورت دستی اقدام نمود و یا اینکه از محاسبه  گرهای آنلاین که بصورت اتوماتیک با گرفتن اطلاعات سیستم میزان وات مورد  نیاز را در اختیار شما قرار می دهند استفاده کرد نمونه یکی از این محاسبه  گرها را در اینجا (http://www.coolermaster.com/support/psu_calculator.php)  می توانید مشاهده کنید. پس از مشخص شدن توان مصرفی کل سیستم پله بعدی برای  انتخاب منبع تغذیه مناسب تعیین نوع اتصالات مورد نیاز قطعات است جائیکه  برخی از قطعات مدرن نیاز به اتصالات جدیدتر و پیشرفته تری دارند که ممکن  است در هر پاوری یافت نشوند از جمله این اتصالات می توان به اتصال برق  پردازندههای جدید اینتل، اتصال 24 پینی مادربورد (که در بوردهای قدیمی تر  20 پینی بود) و یا اتصال جداگانه کارت گرافیک های حرفه ای اشاره کرد که این  کارت های گرافیکی در حالت معمولی احتیاج به اتصالات خاص 6 یا 8 پینی (تکی  یا یکی با دیگری) دارند که برق آنها را فارغ از اتصال PCI e تامین می کند  همین کارت ها در حالت چینش چندگانه Cross Fire یا Sli به اتصالات دیگری  (ترکیب از هر دو اتصالات های 6 یا 8 پینی) احتیاج دارند که این یکی نیز  لزوما در هر پاور ارزان قیمتی دیده نمی شود.


بدین  ترتیب پس از مشخص شدن حضور سرهای مورد نیاز برای تامین انرژی سخت افزارهای  گوناگون در یک سیستم بیشتر مسیر برای انتخاب یک پاور مناسب پیموده شده  است. گام آخر در این زمینه خواندن برچسب مستطیل شکلی ست که بروی هر پاوری  فارغ از قیمت یا قابلیت های آن چسبانده شده است. این برچسب توان واقعی پاور  را نشان می دهد البته این توان معمولا پائین تر از آن رقمی ست که فروشنده  به شما می گوید و بالای این برچسب با فونت بزرگ نوشته شده است. برای فهمیدن  توان واقعی پاور، می بایست وات های درج شده برای هر یک از سرهای خروجی  پاور که جزء به جزء در این برچسب نوشته شده است را با هم جمع نمود بیشترین  توان در این لیست به سر 12 ولت تامین کننده برق CPU و اتصال 24/20 پینی  اصلی مادربورد تعلق دارد.


خب  حالا با مشخص شدن توان مورد نیاز و حصول اطمینان از حضور پورت های مورد  نیاز کامپیوتر زمان نصب پاور در کیس فرا می رسد این مرحله البته برای  کاربران حرفه ای نکته خاصی در بر ندارد و ما صرفا آن را برای کاربران کمتر  حرفه ای تر و برای آسان نمودن این کار توضیح می دهیم. اولین کار برای نصب  پاور جای دادن آن در محفظه پشتی کیس یعنی در جائی ست که توری های خروجی هوا  در پشت کیس قرار دارند. برای جای دادن پاور در این قسمت در برخی موارد  ممکن است نیاز به برداشتن بخش بالائی کیس باشد.


پس  از جای گیری کامل پاور در جای خود و قرار گرفتن سوراخ های بستن پیچ در محل  های تعیین شده نوبت به سفت کردن پیچ ها می رسد. پس از سفت شدن پاور در جای  خود نوبت به مرحله گیج کننده اتصال سیم ها می رسد


دو  سیم اصلی در این قسمت که بصورت مشترک و فارغ از پلتفرم و نوع سیستم همواره  به یک صورت در جای خود قرار می کیرند یکی پورن 24/20 پینی مادربورد است که  از همه پورت ها بزرگتر بوده و تنها به یک صورت در جائی کاملا مشخص که  معمولا در پائین CPU قرار دارد قرار می گیرد.


پورت  استاندارد و مشترک دیگر در بیشتر مادربورد ها پورت چهار پینی 12 ولت ATX  است که وظیفه برق رسانی به CPU را برعهده دارد این پورت کاملا در نزدیکی  پردازنده قرار دارد. در پردازنده های پیشرفته سوکت 1366 اینتل از سر 8 پینی  مخصوص دیگری استفاده می شود که پیش از تهیه پاور می بایست از حضور آن  اطمینان حاصل کرد.


پس  از اتصال این دو پورت می بایست به سراغ درایوها و هارد دیسک ها برویم. در  اینجا و در هر دو مورد با دو گزینه جدید و قدیم روبرو هستیم جائیکه مدل های  قدیمی تر از اتصال ریبون IDE برای گذر اطلاعات و از پورت های چهار پینی  سفید رنگ موسوم به Molex برای تامین برق خود استفاده می کنند درایو و هارد  دیسک های جدیدتر از پورت های SATA در ورژن های گوناگون برای گذر اطلاعات  استفاده نموده و پورت تامین برق آنها نیز بکلی تغییر شکل داده است.


پورت های سفید رنگ Molex با کمک تبدیل های ساده ای به پورت های برق SATA تبدیل می شوند.


پورت  اتصالی بعدی که البته تنها در سیستم های گرافیکی حرفه ای و نیمه حرفه ای  به چشم می خورد کابل 6 یا 8 پین مخصوصی ست که وظیفه تامین انرژی کارت های  گرافیکی نصب شده بروی پورت PCIe  را بر عهده دارند این پورت ها بسته به نوع  و تعداد کارت های این قسمت چینش های متفاوتی دارند.


پس  از گذر از این چهار مرحله تقریبا تمامی اتصالات اصلی منبع تغذیه در جای  خود قرار گرفته اند و با وصل کردن سیم های برق رسان به کلیدهای خارجی کیس،  دستگاه آماده روشن شدن است.

مطلب فوق تنها به موارد اصلی اتصال منبع  تغذیه به کامپیوترهای دسکتاپ پرداخته است و به هیچ عنوان تمامی موارد مورد  نیاز برای یک Setup کامل در آن پوشش داده نشده است.

مرگ انسانیت

چی شد که ادما ادمیت کردن یادشون رفت و به جای بندگی بردگی کردن جلو شهوت شون!!!!!!

ما کجای این افعال ساده قرار گرفتیم که کارمون به اینجا کشید?????
از کی انسانیت مرد و از کی فراموش شدیم از یاد اونی که  اولین بار  لقب منحوس 
انسان رو بهمون داد......

گذشته کار ما از قصه گفتن
ببار بارون میخوام ببارم......

آخرین نامه

شش ماه تمام است که در کوچه و پس کوچه ها ویلانم...

این نامه انعکاس واپسین طپش قلب محنت بار یکی از هزاران زن بیگناه است که اجتماع ، در ظلمت شب احتیاج ، کلمه شرافت را از قاموس زندگیش ربوده است .

این نامه آخرین نامه یک فاحشه است

کاش نامه رسان هرگز این نامه را به مادر این زن تیره بخت نمی رساند....

مادر جان ! این آخرین نامه ایست که از یکوجبی گور زندگی واژگون بخت خود  برای تو می نویسم ..

فاصله من فاصله پیکر درهم شکسته من با گور بی نام و نشانی که در انتظار من است یکوجب بیش نیست ..

این نامه ، هذیان سرسام آور رویای وحشتناکی است که در قاموس خانواده های بدبخت نام مستعارش زندگیست ..

مادر جان ! شاید آخرین کلمه ی این نامه ، به منزله نقطه ی سیاهی باشد بر آخرین جمله داستان غم انگیز زندگی از یاد رفته دخترت......                                     

خدا میداند که در واپسین لحظات عمرچقدر دلم می خواست پیش تو باشم...و پس از سه سال جان کندن تدریجی ، هم آغوش با سوداگران ور شکست شهوت در بستر خون آلود هوسهای مست و تک نفسهای ننگ و بد نامی وفرامشی جام زهر آلودم را در آغوش پر محنت تو با دست تو به مرگ می سپردم ...

افسوس که تو اینجا نیستی ... نه تنها تو ، هیچ کس اینجا نیست... جز این پیکر در هم شکسته ام و پیر مردی رنجور ، که با دریافت بیست ریالی ( بیست ریالی که کار مزد آخرین هم آغوشی من است ) نامه ای را که اکنون میخوانی بجای من ، برای تو بنویسد ...

مادر جان می دانم که با خواندن این نامه ، بخاطر بخت سیاهی که دخترت داشت تا حد جنون خواهی گریست ...

گریه کن مادر ! ....بگذار اشکهای تو سیل بنیان کن بنای شرافت کاذبی باشد که در این دنیای دون ، منهای پول پشتوانه زندگی هیچ تیره بختی نیست ....

دختر تو مادر ، دارد همین حالا ، پای دیواری سینه شکسته در کمال ناکامی و بد نامی می میرد .... ای کاش دختر در به در تو که من بدبخت باشم ، می توانست با مرگ خود انتقام شیر حلالت را از زندگی حرامی که داشت بگیرد ...

مادر جان ! خواهش میکنم اجازه بدهی قبل از مرگ هر چه درد بی درمان در پهنه این دل ماتم زده ام دارم ، به صورت قطره های سرگردان مشتی سرشک دیده گم کرده ، به دامان محبت بار تو بسپارم ....

میدانم هرگز باور نمی کردی اینچنین نامه ای به دست تو برسد ؛ تو بر حسب نامه های گذشته من  ، دخترت را زنی نجیب می دانستی که شرافتمندانه ، دور از خانه و کاشانه ، نان مادر ستمدیده و خواهر یتیمش را به دست می آورد ... چگونه بگویم مادر ؟!.... که ازبخت من بدخت ، در عصری به دنیا آمده ام که " شرافت " به طوررقت انگیزی بازارش کساد است

می دانی یعنی چه ؟ مادر همه هر چه تا کنون بتو نوشته ام دروغ محض بوده است .... دروغ محض .... اما اجتناب ناپذیر

خدا می داند که هیچ دلم نمی خواست دل شکسته ات را ،  بار دیگر بشکنم ... همه ی آن نامه را ده روز دیگر که مصادف با بیست و چهارمین سال تولد من  که در حقیقت بیست و چهارمین سال تولد یک بد بختی بیزوال است ، بسوزان .... و خاکستر سردشان را لابلای بستر پاره پاره من که مات و دست نخورده و بی صاحب در کنج کلبه ی فقیرمان افتاده است ، دفن کن ... بگذار خاکستر آن نامه ها لاشه افتخار من باشد .... افتخار اینکه حد اقل آنقدر تو را عزیز می داشتم که تا وا پسین لحظات مرگ نگذاشتم حتی در تصویر بیچارگی من ، شریک باشی ....

مادر جان ! در تمام این مدت سه سالی که مرا با این قبرستان بی سرپوش آرزوها و آمال انسانی ، این آخرین ایستگاه امید بیکاران خانه به دوش شهرستانی ، این تهران خراب شده ، روانه کردی ، بر حسب راه نکبت باری که این اجتماع هرزه پیش پای زندگی غریب من گذاشت من یکی از بی پناه ترین و بیگناه ترین گناهکاران روزگار بوده ام

افسوس !... هزار افسوس که ضربان نامرتب فرصت نمی دهد ، تا آنجا که می خواستم جزئیات گذشته و اندوهبارم را برایت شرح دهم ...

همانقدر باید بگویم که زندگی بسرنوشتی اینقدر دردناک ، دچارم کرد ، سه سال تمام ، شب و روز کار من پاسخ دادن به تمنای هرزه مشتی نامرد بود که در ازای پولی ناچیز ، همه مستی ها ، پستی ها ، و رذالتهای خود را وحشیانه در لذت زاییده از پیکر خسته و تب آلود من ، خلا صه کردند

آه ، خداوندا ! چه سرنوشت وحشتناکی !

در عرض این سه سال ، سر تا سر آرزوهای من ، اشکها و اشکهای پنهانی من ، بازیچه ی خنده ها ، محبتها و پایکوبی های ساختگی بود ....

در عرض این مدت هرگز فرصت اینکه چند دقیقه از ته دل به خاطرسیه روزی خودم اشک بریزم نداشتم ....

تنها یکبار ، تقریبا شش ماه پیش بود که در کشمکش یک درد جانکاه صمیمانه  خندیدم ... اما  ، بخدا ، مادر ، اگر بدانی این خنده تصادفی را چقدر وحشیانه در لرزش لبانم شکستند ... آخ اگر بدانی ....

آری ، مادر جان شش ماه پیش در همان خانه ای که آشیانه حراج تدریجی ناموس محتاج من بود ، صاحب فرزندی شدم ...

از چه پدری ؟ از چند پدر؟ اینها را هیچ نمی دانم ... اما آنچه مسلم بود ، خدا برای نخستین بار بزرگترین نعمتها را نعمت مادر بودن را به من ارزانی کرد ...

شبی که دخترم به دنیا آمد تا صبح از خوشحالی خوابم نبرد .... برای چند ساعت همه دردها ، در به دریها ، گرفتاریها را فراموش کرده بودم ....

احساس می کردم زنی نجیبم و در خانه ای محقر و آبرومند برای شوهر مهربانم طفلی زیبا به دنیا آورده ام ... وفردا صبح پدرش از دیدن او ....

آخ مادر چه می گویم ؟! چه می خواهم بگویم ؟!

آه ، ای آرزوهای خام ... ای آرزوهای ناکام !

مادر جان اگر بدانی فردای آنشب چه بر سرم آوردند ؟!

رییس آن خانه نفرین شده بچه ام را از دستم گرفت ... به زور گرفت....قدرت اینکه از جا تکان بخورم نداشتم .... هر چه فریاد کردم  ماما ! ماما ! فریادم در دل سنگش موثر واقع نشد

آخ مادر ...ببین سرنوشت کار انسان را به کجا میکشاند ... که در خانه ای چنین رسوا ، به زنی که رییس خانه است ، باید " ماما " گفت ... آخ بیچاره مادرم ....

 باری بچه ام را از آغوشم بیرون کشیدند... بردند ...هنگامی که برای آخرین بار نگاهم به قیافه معصوم طفل بیگناه افتاد ، مثل اینکه با یک نگاه سرگردان ازمن پرسید : چرا ؟؟؟

دختر م را بردن و بر حسب قوانین حاکم بر اینچنین خانه ها او را در خلوت محض به خاک سپردند .

چه می دانم شاید این حکمت خدا بود ... شاید خدا فکر کرده بود که مردنش بهتراز ماندنش است ، دنیایی که سرنوشت دختر زن نجییبی چون تو را به اینجا می کشاند چه سر نوشتی میتوانست نصیب دختر یک فا حشه بدبخت کند ؟!

پس از دخترم مرا هم از خانه بیرون کردند ... از کارافتاه بودم ؛ درد فقدان بچه کمر هستی مرا شکسته بود .

مادر جان ... تصادفی نیست که شش ماه است نزد تو خجلم و نتوانسته ام مقرری  ماهانه برایت بفرستم .

به خدا مادر ، در عرض این شش ماه در آمدم حتی آنقدر نبوده که یک شب با شکم سیر بخواب روم ....

چه خواب ؟ چه شکم ؟ چه بد بختی؟ شش ماه تمام است که در کوچه و پس کوچه ها ویلانم ...در عرض این شش ماه به صد جور مرض استخوانسوز گفتار شدم ...

دیگر نمی توانم حرف بزنم ، بغض دارد خفه ام میکند ، بغض نیست ، مرگ است ! مرگ در کار تحویل گرفتن پس مانده ی جان من است !

خدا حافظ مادر

شیرت را حلال کن ، به خواهر کوچکم هرگز نگو که خواهر نگون بختش چطور زندگی کرد  ، و چه طور مرد ؛ نه - مادر جان نگو .

دست نوشته ها

دلتنگی‌هایم شکل تو شده است، خواب‌هایم بوی تو را می‌دهد...دستم شبیه دست‌هایت شده... راستی دست‌هایمان چه شکلی بود... بال‌بال می‌زدم که برگردم، پرپر می‌شدم که ببینی‌ام... برگشتم، با همه آنچه داشتم برگشتم خسته از همه بی‌تفاوتی‌ها خسته از همه لَج بازی‌های کودکانه خسته از با خود بودن؛ خسته از با تو نبودن دلتنگی‌هایم شکل تو شده است، خواب‌هایم بوی تو را می‌دهد دستم شبیه دست‌هایت شده راستی دست‌هایمان چه شکلی بود بال‌بال می‌زدم که برگردم، پرپر می‌شدم که ببینی‌ام همه زندگی خلاصه شده بود در رسیدن و حالا که برگشته‌ام آیا مرا می‌بینی؟ آیا مرا نقاشی می‌کنی؟ آیا برایم باز هم می‌خوانی؟ برگشته‌ام با همه آنچه داشته‌ام نگو نمی‌شناسی‌ام، من شبیه دیروز تواَم و تو حالا شبیه دیروز من بیا تو دیروزی باش و بگذار من امروزی باشم نگاه کن!

دست نوشته ها

هر گاه که فکر میکنم برخاسته ام پایم به جایی میخورد و میافتم 


هر گاه که فکر میکنم که برخاستن کاری است بس دشوار


 بر میخیزم وبه راهم ادامه میدهم 


حالا بعد از یک بار دیگر به زمین خوردن برخاسته ام


 گرد و خاک را از لباسم پاک میکنم 


ساکم را بر میدارم و به راه می افتم 


این بار راهی را برمیگزینم که تو در مسیرش نباشی


 راهی که حتی جای پایت را باد جارو کرده باشد وبویت را باران شسته باشد


 دیگر وقتی که داری به زمین می خوری به من تکیه نخواهی داد 


اعتماد در رابطه با تو مفهوم خود را برای چندمین بار از دست داده است


 و جایش را به تردید داده است . دهانت بوی دروغ میدهد 


می خواهم از تو متنفر باشم 


به همین سادگی

معرفی پردازشگرهای corei7


Core i7 اولین پردازشگر شرکت اینتل است که مدار کنترلر حافظه را در خود دارد، خاصیتی که پردازشگرهای AMD از زمان athlon 64 دارند. این پردازشگرها مانند core2duo و core2quad بر پایه ی ساختار هسته هستند اما با چندین مورد ارتقا که کیفیت عملکرد را بالاتر می برد(ریز ساختار نهالم). این خانواده ی cpu در سه سوکت متفاوت موجود هستند: LGA1366 (ساختار حافظه ی سه کاناله و باس QPI ،)LGA1156(ساختار حافظه ی دو کاناله و کنترلر PCI Express 2.0 و باس DMI) و PGA988 برای لپ تاپ ها با خصوصیاتی مثل LGA1156.

پردازشگرهای اینتل سابق براین از یک کنترلر حافظه ی خارجی استفاده می کردند که بر روی چیپ North Bridge قرار می گرفت (که معروف به هاب کترلر حافظه MCH بود). به این معنا که در CPU ها و مادربورد هایی که از این ساختار استفاده می کردند، این چیپ ست است که تعیین کننده مقدار و نوع حافظه ایست که می توان بروی کامپیوتر نصب کرد. از زمانی که CORE i7 در CPU ها بکار رفت پردازشگر و نه چیپ ست مادربورد تعیین کننده ی نوع تکنولوژی و مقدار حافظه ای شد که می توان بروی سیستم نصب کرد. هرچند مادربورد ممکن است محدودیت هایی را برای مقدار حافظه ی قابل نصب داشته باشد. کنترلر مجتمع حافظه ی Core i7 تنها حافظه های DDR3 را قبول می کند(تا 6/1 ولتاژو با واحدهای حافظه که ولتاژ بیشتری نیاز دارند کار نمی کنند و ممکن است به پردازشگر آسیب برسانند.) سوکت مدل 1366 ساختار سه کاناله جدید را با حافظه های DDR3-800 و 1066 ساپورت می کند در حالیکه سوکت های 1156 و 988 ساختارهای دوکاناله استاندارد و حافظه های DDR3-800 و 1066 و 1333 را ساپورت می کنند.

ساختار سه کاناله جدید در سوکت های 1366 به CPU این امکان را می دهد تا در آن واحد سه واحد حافظه را برای خواندن و یا ذخیره اطلاعات داشته باشد که تعداد بیت های انتقالی در ساعت را از 128 به 192 افزایش می دهد. تئوری ساختار سه کاناله در مقایسه با ساختار دوکاناله 50 درصد به پهنای باند در ساعت می افزاید. به طور مثال حافظه ی DDR3-1066 که دوکاناله هستند حداکثر سرعت اسمی انتقالشان 17 گیگابایت بر ثانیه است اما در حافظه های سه کاناله این مقدار 25/5 گیگابایت در ثانیه است.

پردازشگرهای Core i7 سوکت 1366 از طریق باس جدیدی به نام QPI1 با سیستم ارتباط دارد. این باس با 2.4GHz) 4.8 GB/s) در Core i7 و با 3.2GHz) 6.4 GB) در Core i7 extreme کار می کند. در سوکت های مدل 1156 و 988 پردازشگرها یک کنترلر PCI Express2.0 هم دارند که کارت گرافیک را مستقیما به CPU متصل می کند که می تواند پهنای باند کاربردی را ارتقا بخشد. این پردازشگرها می توانند یک کارت گرافیک 16X یا دو کارت گرافیک 8X داشته باشند. از آنجا که در این مدل پردازشگرها کنترلر PCI Express 2.0 داخل cpu مجتمع هستند ، اینتل تصمیم گرفته تا یک باس کم سرعت تر به نام DMI2 بکار برد که با 2GB/s کار میکند، تا CPU را به چیپ ست متصل کند. این باس برای اتصال چیپ North Bridge به چیپ south Bridge در چیپ ست قبلی اینتل است. پهنای باند کمتر مساله ای نیست و دلیل اینکه QPI پهنای باند بیشتری دارد به این علت است که CPU را به کترلر PCI Express 2.0 در چیپ North Bridge متصل می کند و به این دلیل که در cpu های سوکت 1156 و 988 این جز داخل CPU است یک باس خارجی با پهنای باند بالا نیاز نیست.

همانند پردازشگرهای AMD ساختار Core i7 هم یک سرعت ساعت پایه دارد که بقیه ساعت ها از آن گرفته می شود. برای تمام مدل ها سرعت ساعت پایه تعریف شده 133MHz است.

این پردازشگرها یک تکنولوژی به نام توربو بوست دارند که یک ویژگی over clocking3 خودکار است. زمانیکه CPU به توان پردازش بالاتری نیاز دارد این ویژگی سرعت ساعت درونی را بالاتر از حد تعریف شده می برد.

دیگر ویژگی جالب Core i7 تکنولوژی هایپر تریدینگ است که دو پردازنده ی منطقی را به طور مساوی به هر یک از هسته ها می دهد. پنابراین از آنجا که Core i7 4 هسته ی واقعی دارد، سیستم کاربردی 8 هسته (ترید) مجزی را می شناسد یعنی 8 پردازنده.

قوی ترین و گران ترین مدل Core i7 مدل Extreme آن است. مهم ترین تفاوتشان افزاینده ی سرعت بدون قفل و سرعت ساعت بالاتر برای پردازش و باس QPI (فقط سوکت مدل 1366).

مهم ترین ویژگی ها


Nehalem microarchitecture

64 KB L1 cache (32 KB data + 32 KB instruction) per core

256 KB L2 cache per core

4 MB, 6 MB or 8 MB shared L3 cache memory

Dual-core or Quad-core technology

Hyper-Threading (HT) technology

Socket 1366 or 1156 on desktop models, socket 988 on laptop models

QPI bus running at 2.4 GHz (4.8 GB/s) or 3.2 GHz (6.4 GB/s) on socket 1366 models

DMI bus (2 GB/s) on socket 1156 and 988 models

Integrated memory controller supporting dual-channel architecture (socket 1156 and 988) or triple-channel architecture (socket 1366)

Support for DDR3 memories up to 1,066 MHz (socket 1366) or up to 1,333 MHz (socket 1156 and 988)

Integrated PCI Express 2.0 controller on socket 1156 and 988 models (one x16 lane or two x8 lanes)

Integrated Graphics Adapter on some mobile models

Turbo Boost technology

Virtualization technology

Intel EM64T technology

SSE4.2 instruction set

AES-NIS instruction set (32-nm models only)

Execute Disable Technology

Enhanced SpeedStep Technology

32 nm or 45 nm manufacturing process

کامپیوترتان را در 2 ثانیه خاموش کنید!

برای اینکه بتوانید کامپیوتر خود را در مدت ۲ ثانیه خاموش کنید، ابتدا کلیدهای ترکیبیAlt+Ctrl+Delete  را با هم فشار دهید.
سپس در پنجرهManager Task Winbows وارد منویDown Shut شده سپس کلیدCtrl را نگه داشته و بر روی گزینهShutDown کلیک کنید.
با این کار ویندوز شما در عرض ۲ ثانیه خاموش می شود.

اسکن کردن کامپیوتر، بدون استفاده از آنتی ویروس!

خیلی اوقات پیش می آید که کامپیوتر شما دچار ویروسی می شود که امکان اسکن و تشخیص آن توسط آنتی ویروس وجود ندارد و یا آنکه ویروس با تشخیص نصب بودن آنتی ویروس بروی سیستمتان عملکرد آن را دچار اختلال می کند و مانع از این می شود که شما بتوانید از آنتی ویروس خود برای اسکن کامپیوتر استفاده کنید. در این شرایط چه باید کرد؟ آیا راهی وجود دارد که بتوان در این شرایط کامپیوتر را خودمان اسکن کنیم و مشکل به وجود آمده در آنتی ویروس را برطرف کرد؟ پاسخ تمامی این سوالات مثبت است! در این ترفند قصد داریم به معرفی روشی ابتکاری و در عین حال کاربردی بپردازیم که با استفاده از آن میتوانید کامپیوتر خود را شخصأ اسکن کنید و ویروس موجود را پاک کنید ، بدون بهره گیری از هیچ نوع آنتی ویروسی!



اولین قدم برای اسکن کردن کامپیوترتان نمایش فایل های مخفی در کامپیوتر می باشد.

برای انجام این کار : ابتدا با مراجعه به My Computer بروی منوی Tools کایک کنید و از منوی حاصل بروی عبارت Folder Options کلیک کنید. سپس بروی برگه View کلیک کنید و در این برگه تیک کنار عبارت های Show Hidden Files and Folders را فعال کنید و تیک کنار عبارت Hide Extensions For Known File Types را بردارید و بروی عبارت OK کلیک نمایید.
اینک از طریق مسیر C:/Windows/system32 به پوشه System32 مراجعه کنید. پس از ورود به پوشه system32 بروی منوی View کلیک کنید و از منوی حاصل عبارت Details را انتخاب کنید.
حال در پوشه system32 بروی جدا کننده Date Modified کلیک کنید و آنرا به سمت راست بکشید به طوری که تاریخ تمامی فایل ها یه طور کامل نمایش داده شود.
فایل های نمایش داده شده در پوشه system32 فایل های سیستمی مربوط به ویندوز می باشد که اکثرا با پسوند dll می باشد و این بخش معمولا مورد هدف ویروس ها و Spyware قرار می گیرد و خود را در بین این فایل ها مخفی می کنند.

اگر دقت کنید متوجه خواهید شد که اکثر این فایلهای قرار گرفته در این بخش دارای یک زمان مشخص می باشد و این زمانها (مثلا 8/10/2004) معرف این می باشد که مایکروسافت در این تاریج برنامه مربوط به فایل مورد نظر را به پایان رسانیده است و در واقع این زمان ها هیچ ربطی به زمان نصب ویندوز ندارد. حال اگر ویروس و یا spyware به این بخش حمله کند زمان آن با زمان فایل های سیستمی موجود در پوشه system32 مطابق ندارد و زمانی جدید تر از زمان مربوط به فایلهای سیستمی ویندوز خواهد بود و به راحتی از طریق مشاهده زمان های قرار گرفته در Date Modified قابل تشخیص می باشد. البته نکته بسیار مهم که باید توجه شود این است که نصب یک سخت افزار جدید و یا یک نرم افزار خاص می تواند فایلی را در این بخش کپی کند که زمان آن با زمان فایل های سیستم مطابق ندارد.

پس برای اینکه فایلی را در این بخش به اشتباه پاک نکنید روشی را مطرح میکنیم که این اشتباه رخ ندهد:
اگر میان فایل های واقع در پوشه system32 به فایلی برخورد کردیدکه تاریخ آن با تاریخ فایل های سیستمی ویندوز مطابقت نداردبروی این فایل کلیک راست کنید و گزینه Properties را انتخاب نمایید. سپس در پنجره Properties بروی برگه Version کلیک کنید و در این برگه نام کمپانی و ورژن فایل مورد نظر را مطالعه کنید.
اگر اطلاعات این فایل شامل نام کمپانی و خیلی اطلاعات دیگر برایتان آشنا نبود نام فایل مورد نظر را در موتور جستجو گر گوگل تایپ کنید و اگر در نتایج جستجو به این اشاره شده بود که این فایل ویروس است حتما آن را پاک کنید ولی اگر در نتایج جستجو به آلوده بودن این فایل اشاره نشده بود این فایل به واسطه یک سخت افزار و یا نرم افزاری به وجود آمده است.

روشن کردن کامپيوتر با ماوس

ابتدا به قسمت setup سيستم خود رفته و وارد power
management setup شويد سپس بر رويpower on by mouse يا
power on by keyboard اينتر کنيد و در قسمت موس Double
click را فعال کنيد ودر قسمت keyboard بايد password را فعال کنيد.
اکنون شما ميتوانيد سيستم خود را با دو بار کليک موس يا از
طريق يک کليد کيبورد(به دلخواه) روشن کنيد.
(تذکر : همه ستاپ ها این خاصیت را ساپورت نمی کنند)

قصه های عاشقانه...

غریب است دوست داشتن
و عجیب تر از آن دوست داشته شدن..
وقتی می دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد،
و نفس ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده،
به بازی اش می گیریم،
هر چه او عاشق تر،ما سرخوش تر
هر چه او دل نازک تر،ما بی رحم تر
تقصیر از ما نیست..!
تمامی قصه های عاشقانه،
اینگونه به گوشمان خوانده شده اند

تصویر رویا

شب از مهتاب سر میره
تمام ماه تو آبه
شبیه عکسه یک رویاست
تو خوابیدی جهان خوابه
زمین دور تو می گرده
زمان دست تو افتاده
تماشا کن سکوت تو
عجب عمقی به شب داده
تو خواب انگار طرحی از
گل و مهتاب و لبخندی
شب از جایی شروع می شه
که تو چشماتو می بندی

تو رو آغوش می گیرم
تنم سر ریزه رویا شه
جهان قد یه لالایی
توی آغوش من جاشه
تورو آغوش می گیرم
هوا تاریک تر می شه
خدا از دست های تو
به من نزدیک تر می شه
زمین دور تو می گرده
زمان دست تو افتاده
تماشا کن سکوت تو
عجب عمقی به شب داده
تمام خونه پر می شه
از این تصویر رویایی
تماشا کن ، تماشا کن
چه بی رحمانه زیبایی....

یه حالی دارم این روزا...

چه جوری شد نمیدونم که عشق  افتاده به جونم

خودت خونسردی اما من، نه این طوری نمیتونم

دارم حس میکنم هر روز به تو وابسته تر میشم

تو انگاری حواست نیست، دارم دیوونه تر میشم

یه حالی دارم این روزا، نه آرومم نه آشوبم

به حالم اعتباری نیست تو که خوبی منم خوبم

بگو با من چیکار کردی که این جور درب وداغونم

نه گریونم نه خندونم، مثل موهات پریشونم

من از فکرو خیال تو همش سر درد می گیرم

سر تو با خودم با تو ،با یه دنیا درگیرم

به حالم اعتباری نیست ،تو که خوبی منم خوبم

این روزا...

این روزا عادت همه

                  رفتن ودل شکستنه

درد تموم عاشقا

                  پای کسی نشستنه

این روزا مشق بچه ها

                  یه صفحه آشفتگیه

گردای رو آینه ها

                  فقط غم زندگیه

این روزا درد عاشقا

                 فقط غم ندیدنه

مشکل بی ستاره ها

                 یه کم ستاره چیدنه

این روزا کار گلدونا

                 از شبنمی تر شدنه

آرزوی شقایقا

                 یه شب کبوتر شدنه

این روزا آسمونمون

                 پر از شکسته بالیه

جای نگاه عاشقت

                 باز توی خونه خالیه

این روزا کار آدما

                 تو انتظار گذاشتنه

ساده ترین بهونشون

                از هم خبر نداشتنه

این روزا سهم عاشقا

                غصه و بی وفاییه

جرم تمومشون فقط

                لذت آشناییه

این روزا توی هر قفس

                یکی دوتا قناریه

شبا غم قناریا

               تو خواب خونه جاریه

این روزا چشمای همه

               غرق نیاز شبنمه

رو گونه ی هر عاشقی

               چند قطره بارون غمه

این روزا درد بچه ها

               بازی چرخ وفلکه

قلبای مثل دریامون

              پر از خراش و ترکه

این روزا عادت گلا

             مرگ رو بهونه کردنه

کار چشمای آدما

            دل رو دیوونه کردنه

این روزا کار رویامون

           از پونه خونه ساختنه

نشون پروانگی مون

          زندگی هارو باختنه

این روزا آدما دیگه

          تو قلب هم جا ندارن

مردم دیگه تو دل هاشون

          یه قطره دریا ندارن

این روزا دوستا هم دیگه

          با هم صداقت ندارن

یه وقتا توی زندگی

         همدیگه رو جا می ذارن

جنس دلای آدما

         این روزا سخت و سنگیه

فقط توی نقاشیا

         دنیا قشنگ و رنگیه

این روزا آدما کمن

          پشت نقاب پنجره

کمتر میبینی کسی رو

         که تا ابد منتظره

مردم ما به همدیگه

        فقط زود عادت می کنن

حقا که بی وفایی رو

        خوبم رعایت میکنن

درسته که اینجا همه

        پاییز رو دوست ندارن

پاییز که از راه برسه

        پا روی برگاش می ذارن

اما شاید تو زندگی

       یه بغض خیس و کال دارن

چند تا غم و یه غصه و

        آرزوی محال دارن

این روزا باید همه مون

         برای هم سایه باشیم

شبا یه کم دلواپس

          کودک همسایه باشیم

اون وقت دوباره آدما

           دستاشونو پل می کنن

دردای ارغوانی رو

            با هم تحمل می کنن

اگه به هم کمک کنیم

             زندگی دیدنی میشه

بر سر پیمان میمونن

              دوستای خوب تا همیشه

اما نه...فکر که می کنم

               این کار یه کار ساده نیست

انگار برای گل شدن

                هنوز هوا آماده نیست. . .

چقدر من بی رحمم . . .

دلم تنگ می شود برای تو
چقدر تو بی رحمی!
دلم تنگ می شود برای خودم، برای آن
بارانی که برای تو پَرپرَ شد و تو ندیده گرفتی و رفتی
ولی من از تو بی رحم تر بودم، باران را زندانی کردم!
بعد از آن سالها
روزی رسید که من دلم را جایی در این زمین جا گذاشتم
بر روی این زمین سیاه
دلم را کور کردم که نبیند زیبایی را جز تو!
چقدر من بی رحمم  . . .

معجزه عسل و دارچین در کاهش وزن

مواد طبیعی بسیاری برای کاهش وزن در دسترس قرار دارند. با این حال، به.نظر می.رسد که چای حاوی عسل و دارچین یکی از دلپذیرترین مواد طبیعی برای کاهش وزن باشد و ...


بسیاری از مردم ادعا می.کنند که نوشیدن 2 بار در روز (صبح و شب) مخلوط عسل و دارچین در کاهش وزن مؤثر است. یک حقیقت علمی برای این ادعا وجود دارد.

به.طور سنتی، از عسل به.عنوان ماده.ای خواب.آور، مسکن گلو.درد و حتی التیام.بخش زخم استفاده شده است،اما آیا عسل می.تواند به کاهش وزن نیز کمک کند؟

برخی از دانشمندان معتقدند که عسل می.تواند این کار را انجام دهد. بدیهی است که اکثر افراد چاق از عارضه مقاومت به انسولین نیز رنج می.برند. این عارضه مانع سوخت.وساز درست گلوکز می.شود. هنگامی که چنین شرایطی رخ می.دهد کاهش وزن بسیار دشوار می.شود. برخی مطالعات نشان داده.اند، افرادی که به مدت 30 روز از مخلوط عسل و دارچین استفاده کرده.اند موفق شده.اند سطح مقاومت به انسولین بدن خود را کاهش دهند.
به گزارش. ای.زاین آرتیکل،80درصد از مواد تشکیل.دهنده عسل را گلوکز و فروکتوز تشکیل می.دهد. گلوکز و فروکتوز عسل مانند دیگر شیرین.کننده.ها باعث افزایش قندخون نمی.شوند. به این ترتیب حساسیت به انسولین کنترل می.شود. هرچه حساسیت سلول.ها به انسولین بیشتر باشد کمتر امکان دارد که عارضه مقاومت به انسولین بروز کند.

در این صورت بدن از کارایی بیشتری برای سوزاندن چربی برخوردار می.شود. به.نظر می.رسد عسل حتی می.تواند بعضی از علائم مقاومت به انسولین را معکوس کند.

این در حالی است که دارچین نیز در رابطه با بیماری دیابت تحت تحقیقات گسترده.ای قرار گرفته است.
یک مطالعه پژوهشی آشکار کرده است که خوردن حتی نصف یک قاشق چایخوری دارچین در روز نیز قادر به کاهش قندخون- بیماران دیابتی که به.طور نامنظم کنترل شده.اند- می.شود. مطالعه دیگر روشن کرده است که اجزای تشکیل.دهنده دارچین می.توانند باعث کاهش و پیشگیری از مقاومت به انسولین شوند. مرکز اشتها در مغز دارای گیرنده.های انسولین است.

هنگامی که فردی به عارضه مقاومت به انسولین دچار می.شود، بخش عمده انسولین قادر به رسیدن به این گیرنده.ها نیست، غده لوزالمعده به تولید بیش از پیش انسولین ادامه می.دهد تا سطح گلوکز خون را پایین نگاه دارد و این شرایط باعث تداوم پراشتهایی می.شود.

به.نظر می.رسد که مخلوط عسل و دارچین قادر به تعدیل برخی از اثرات مقاومت به انسولین است. بیمارانی که این چای را نوشیده.اند اظهار کم.اشتهایی و بی.میلی نسبت به کربوهیدرات.ها را تجربه کرده.اند. مقاومت به انسولین به.طور ویژه در میان زنان بیشتر است. اضافه.کردن عسل و دارچین به رژیم غذایی می.تواند راهی دلپذیر برای کنترل این عارضه و کمک خوبی برای کاهش وزن باشد. اگرچه دستورالعمل.های بسیاری برای تهیه این چای وجود دارد، اما دستور اصلی تهیه آن بسیار ساده است:

• یک بخش دارچین به نسبت 2 بخش عسل

• یک فنجان آب داغ روی دارچین بریزید و نیم ساعت آن را در آب داغ بخیسانید.

• بعد از سرد شدن مخلوط آب و دارچین، عسل را اضافه کنید.

• نصف این چای را قبل از خواب و باقیمانده آن را صبح بنوشید.
از آنجایی که ممکن است این چای باعث کاهش قند خون شود، بهتر است بیماران در مورد مصرف آن با پزشک معالج خود مشورت کنند.

ارزش عشق

روزی روزگاری در جزیره ای دورافتاده، تمام احساس‌ها در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می‌کردند.

خوشبختی، پولداری، عشق، دانایی، صبر، غم، ترس و ...، هر کدام به روش خویش می‌زیستند تا این که یک روز دانایی به همه گفت: هر چه زورتر این جزیره را ترک کنید؛ زیرا به زودی آب این جزیره را خواهد گرفت؛ اگر بمانید، غرق می‌شوید.

تمام احساس‌ها با دستپاچگی قایق‌های خود را از انبارهای خانه‌های خود بیرون آوردند و تعمیر کردند.

همه چیز از یک طوفان بزرگ شروع شد و هوا به قدری خراب شد که همه به سرعت سوار قایق‌ها شدند و پاروزنان جزیزه را ترک کرند.

در این میان، عشق هم سوار قایقش شد؛ اما به هنگام دور شدن از جزیره، متوجه حیوانات جزیره شد که همگی در کنار جزیره آمده بودند و وحشت را نگه داشته بودند و نمی‌گذاشتند که او سوار بر قایقش شود.

عشق به سرعت برگشت و قایقش را به همه حیوانات و وحشت زندانی شده سپرد.

آن‌ها همگی سوار شدند و دیگر جایی برای عشق نماند!

قایق رفت و عشق تنها در جزیره ماند. جزیره هر لحظه بیشتر به زیر آب می‌رفت و عشق تا زیر گردن در آب فرو رفته بود.

او نمی‌ترسید؛ زیرا ترس جزیره را ترک کرده بود. فریاد زد و از همه احساس‌ها کمک خواست. اول، کسی جوابش نداد؛ در همان نزدیکی، قایق ثروتمندی را دیدی و گفت: ثروتمندی عزیز! به من کمک کن.

ثروتمندی گفت: متاسفم؛ قایقم پر از پول و شمش طلاست و جایی برای تو نیست.

عشق رو به غرور کرد و گفت: مرا نجات می‌دهی؟

غرور پاسخ داد: هرگز، تو خیسی و مرا خیس می‌کنی.

عشق رو به غم کرد و گفت: ای دوست عزیز! مرا نجات بده.

غم گفت: متاسفم دوست خوبم؛ من به قدری غمگینم که یارای کمک به تو را ندارم؛ بلکه خودم احتیاج به کمک دارم.

در این حین، خوشگذرانی و بیکاری از کنار عشق گذشتند؛ ولی عشق هرگز از آنها کمک نخواست.

از دور شهوت را دید و به او گفت: آیا به من کمک می‌کنی؟

شهوت پاسخ داد: البته که نه؛ زیرا سال‌ها منتظر این لحظه بودم که تو بمیری؛ یادت هست که همیشه مرا تحقیر می‌کردی؟ همه می‌گفتند: تو از من برتری؛ از مرگت خوشحال خواهم شد.

عشق که نمی‌توانست ناامید باشد، رو به سوی خداوند کرد و گفت: خدایا! مرا نجات بده.

ناگهان صدایی از دور به گوشش رسید که فریاد می‌زد: نگران نباش؛ تو را نجات خواهم داد.

عشق به قدری آب خورده بود که نتوانست خود را روی آب نگه دارد و بی هوش شد.

پس از به هوش آمدن، خود را در قایق دانایی یافت.

آفتاب در آسمان پدیدار می‌شد و دریا آرام‌تر شده بود.

جزیره داشت آرام آرام از زیر هجوم آب بیرون می‌آمد و تمام احساس‌ها امتحانشان را پس داده بودند.

عشق برخاست و به دانایی سلام کرد و از او تشکر کرد.

دانایی پاسخ سلامش را داد و گفت: من شجاعتش را نداشتم که به نجات تو بیایم؛ شجاعت هم که قایقش از من دور بود، نمی‌توانست برای نجات تو بیاید.

تعجب می‌کنم که تو بدون من و شجاعت، چطور برای نجات حیوانات و وحشت رفتی؟

همیشه درون تو نیرویی هست که در هیچ کدام از ما نیست؛ تو لایق فرماندهی تمام احساس‌ها هستی.

عشق تشکر کرد و گفت: باید بقیه را پیدا کنیم و به سمت جزیره برویم؛ ولی قبل از رفتن، می‌خواهم بدانم چه کسی مرا نجات داد.

دانایی گفت: او زمان بود.

عشق با تعجب گفت: زمان؟

دانایی لبخندی زد و پاسخ داد: بله، چون فقط زمان است که می‌تواند بزرگی و ارزش عشق را درک کند.

دقايق خوب باهم بودن

دختر و پسری با سرعت 120 کیلومتر در ساعت سوار بر موتور :

_ دختر: آرومتر من می ترسم!

_ پسر: نه خوش می گذره!

_ دختر: نه نمی گذره ، خواهش می کنم ، خیلی وحشتناکه!!

_ پسر: پس بگو دوسم داری!

_ دختر: باشه،باشه،دوستت دارم!،حالا خواهش می کنم آرومتر! _ پسر:حالا محکم بغلم کن!.....

(دختر بغلش می کنه)

_ پسر: می تونی کلاه ایمنی منو برداری و بذاری سرت؟! اذیتم میکنه! ...

 تیتر قسمت حوادث روزنامه های روز بعد: موتوری با دو سرنشین با سرعت 120 کیلومتر در ساعت به ساختمانی در خیابان مهر برخورد کرد! این موتور دو سرنشین داشت که تنها یکی از آنها نجات پیدا کرد. از گفته تنها نجات یافته این حادثه چنین به نظر می رسد که: پسری که سوار موتور بوده متوجه می شود ترمز موتور بریده اما نخواسته دختر بفهمد ، در عوض خواسته که یک بار دیگر بشنود که دوست دخترش دوستش دارد :

« برای آخرین بار! »

ویلیام شکسپیر

ویلیام شکسپیر (به انگلیسی: William Shakespeare) ‏ (۱۵۶۴-۱۶۱۶) شاعر و نمایشنامه‌نویس انگلیسی که وی را بزرگ‌ترین نویسنده در زبان انگلیسی دانسته‌اند.

ویلیام شکسپیر در ۲۳ آوریل سال ۱۵۶۴ در انگلستان متولد شد.شهرت شکسپیر به عنوان شاعر ، نویسنده، بازیگر و نمایشنامه نویس منحصر به فرد است و برخی او را بزرگترین نمایشنامه نویس تمام دوران می‌دانند اما بسیاری از حقایق زندگی او مبهم است.

ویلیام شکسپیر در ماه آپریل (احتمالا روز بیست و سوم) در استراتفورد متولد شد. پدرش بازرگان پشم و مادرش فرزند زمین داری محلی بود. شکسپیر احتمالا در مدرسهٔ گرامر استراتفورد تحصیل و در آنجا اطلاعات ارزشمندی دربارهٔ لاتین به دست آورده ؛ اما ویلیام رهسپار آکسفورد و یا کمبریج نشد. دربارهٔ جوانی‌های ویلیام افسانه‌ها یست و در واقع سند مستندی وجود ندارد. اولین مدرکی که ما دربارهٔ او پس از مراسم تعمید و نام گذاری داریم از ازدواج او با آنی هاداوای anne hathaway در سال ۱۵۸۲ می‌باشد. که ثمرهٔ آن دختری در سال ۱۵۸۳ و یک دختر و پسر دو قلو در سال ۱۵۸۳ بود. پس از آن ما هیج اطلاعی در بارهٔ فعالیت‌های او برای ۷ سال نداریم ، اما وی احنمالا پیش از سال ۱۵۹۲ در لندن به عنوان بازیگرکار می‌نموده. در این موقع چندین هیثت بازیگران در لندن و دیگر مناطق وجود داشت که ارتباط شکسپیر با یکی یا بیشتر از آنها همگی حدسیات است. اما ما از ارتباط مفید و طولانی او با موفق ترین دسته بازیگران با نام مردان لرد چامبرلین The Lord Chambelain's Men اطلاع داریم که پس از آمدن جیمز اول به تخت مردان شاه the King's Men نام گرفتند. شکسپیر نه تنها با این گروه بازی کرد بلکه سرانجام سالار صاحب سهم و مدیر نمایشنامه شد. دسته شامل کسانی که در آن روزگار مشهورترین بازیگران بودند می‌شد مانند Richard Burbage (که بی شک خالق نقش‌های هاملت ، لیر و اوتلو بود) همین طور Robert Armin وWill Kempe (بازیگران نمایشنامهٔ دلقک و احمق شکسپیر ) همچنین ایشان شناخته شده ترین تئاتر الیزابتی در سال ۱۵۹۹ بودند. شکسپیر در دوران نخستین خود را محدود تئاتر ننموده و در سال ۱۵۹۳ شعر عشقی اساطیری ونوس و آدونیس و در سال پس از آن نیز ربودن لاکریس را منتشرمنتشر ساخت. و تا ۱۵۹۷ وی کامکار شد تا خانه یی نو را در استراتفورد خریداری نماید و اینک او می‌توانست خود را یک جنتلمن بنامد .

فرانسیس میرس Francis Meres در پالادیس تامیا: خزانه هوش(۱۵۹۸) در رابطه با شکسپیر می‌گوید : همانطور که پلاتوس و سنکا Plautus and Seneca بهترین برای کمدی و تراژدی در میان لاتین هستند شکسپیر فاخرترین آنها از هر دو گونه در روی صحنه‌است.

با دو چکامه‌ای که شکسپیر در سال‌های ۱۵۹۳ و ۱۵۹۴ به چاپ رساند اشعار او زودتر از نمایش‌هایش چاپ شدند همینطور باید گفت که بیشتر غزل‌های وی باید در این سال‌ها نوشته شده باشند و نمایش‌های او پس از سال ۱۵۹۴ نمایان شده‌اند و او به طور کلی هر دو سال یکی را ارئه نمود که هریک شامل سرود و آهنگ‌هایی بسیار زیبایی می‌شدند .

نمایش‌های ابتدایی شکسپیر شامل : هنری چهارم ، تیتوس آندرونیکس ، رویای شبی در نیمهٔ تابستان ، بازرگان ونیز و ریچار دوم می‌شود که همگی در میانه و اواخر دهه ۱۵۹۰ تاریخ گزاری شده‌اند.

همینطور بعضی از تراژدی‌های مشهور او که در اوایل دهه ۱۶۰۰ گفته شده‌اند شامل : اتللو ، شاه لیر و ماسبت می‌شود. در حدود سال ۱۶۱۰ شکسپیر به استراتفورد برای استراحت بر می‌گردد و با وجود آن به نوشتن ادامه می‌دهد که دورهٔ رمان و کمدی-استراتژی او به حساب می‌آید مانند: طوفان، هنری هشتم ، سیمبلاین و داستان زمستان. درمورد غزلیات او می‌توان گفت که نخستین بار در سال ۱۶۰۹ به چاب رسیدند.

 مرگ

ویلیام شکسپیر به تاریخ ۲۳ آوریل ۱۶۱۶ میلادی درگذشت و جسد او دو روز پس از آن در کلیسای مقدس ترینتی به خاک سپردند . او حتی قطعه‌ای ادبی نیز برای روی سنگ قبر خود گفته که بر روی آن حک شده‌است : به خاطر حضرت مسیح از کندن خاکی که اینجا را احاطه کرده خودداری کن ، خجسته باد کسی که این خاک را رها کند و نفرین باد کسی را که استخوان‌های مرا بردارد. او در حالی مرد که به سال ۱۶۱۶ هیچ نسخهٔ جمع آوری شده‌ای از آثار شکسپیر وجود نداشت ،و بعضی از آنها در نسخه‌هایی مستقل چاپ شده بودند که همان‌ها هم بدون نظارت ویرایش او بود. و در سال ۱۶۲۳ دو تن از اعضای هیئت شکسپیر جان همینگز و هنری کاندل نسخه‌ای جمع آوری شده از تمام نمایش‌هایش که مورد تصحیح و رسیدگی قرار گرفته شده بود به چاپ رسید که فیرست فالیو first folio نام گرفته شد .

مهم ترین آثار

    * اتلو
    * مکبث
    * هملت
    * ژولیوس سزار
    * رومئو و ژولیت
    * تاجر ونیزی
    * شاه لیر
    * رویای شب نیمه تابستان
    * هنری ششم
    * دو نجیب‌زاده ورونایی
    * ریچارد سوم
    * تیتوس آندرونیکوس
    * کینگ جان
    * ریچارد دوم
    * هنری چهارم
    * کمدی اشتباهات
    * هیاهوی بسیار برای هیچ
    * هنری پنجم
    * تروئیلوس و کریسدا
    * آنتونیوس و کلئوپاترا
    * تیمون آتنی
    * پریکلس
    * کوریولانوس
    * حکایت زمستان
    * هنری هشتم
    * رام کردن زن سرکش

اشعار غنایی شکسپیر نیز از شاهکارهای شعر و ادبیات انگلیسی است. از آن جمله می‌توان به منظومه‌های زیر اشاره کرد:

    * مجموعه غزلیات شکسپیر
    * ونوس و آدونیس
    * زائر پرشور